هشدار بیل گیتس: سال آینده، سال حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی خواهد بود

بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت، هشدار داد که هوش مصنوعیِ بدون نظارت تهدیدی رو‌به‌رشد است و حملات سایبری مبتنی بر این فناوری در سال آینده افزایش خواهد یافت. به گفته او، نگرانی فوری، سوءاستفاده افراد بدخواه از مدل‌های فعلی بدون هیچ کنترل و حفاظی است.

بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت، روز یکشنبه نسبت به گسترش هوش مصنوعیِ فاقد نظارت هشدار داد و گفت این فناوری در حال تبدیل‌شدن به تهدیدی جدی‌تر است. او پیش‌بینی کرد که حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی در سال آینده شدت خواهند گرفت.

گیتس تأکید کرد که خطر خارج‌شدن هوش مصنوعی از کنترل انسان همچنان تا سال‌های آینده یک تهدید جدی باقی می‌ماند. با این حال، به گفته او نگرانی فوری‌تر این است که بازیگران بدخواه از سیستم‌های موجود، بدون هیچ کنترل و حفاظی، سوءاستفاده کنند.

او در مصاحبه با شبکه ABC گفت بیشترین تأثیر این تهدیدها به احتمال زیاد در حوزه حملات سایبری دیده خواهد شد. به باور او، مشکل واقعی زمانی بروز می‌کند که افراد بدخواه بتوانند کنترل‌ها و حفاظ‌های تعبیه‌شده در مدل‌های هوش مصنوعی را به‌طور کامل حذف کنند.

ترکیب خطرناک؛ مدل‌های پیشرفته و بازیگران بدخواه


گیتس اظهار داشت زمانی که افراد بدخواه، بدون هیچ تضمین یا محدودیتی، به جدیدترین مدل‌های هوش مصنوعی دسترسی پیدا کنند، باید در طول سال آینده منتظر «شگفتی‌های منفی» فراوان بود؛ به‌ویژه در زمینه حملات سایبری.

هشدار صنعت


این هشدار تنها از سوی گیتس مطرح نشده است. بیش از ۱۰۰ شرکت فعال در حوزه توسعه هوش مصنوعی نیز با امضای نامه‌ای سرگشاده هشدار داده‌اند که حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی در آستانه گسترده‌تر و پیچیده‌تر شدن قرار دارند.

نکات تکمیلی


هوش مصنوعی مرز ورود به جرایم سایبری را پایین می‌آورد: کارشناسان امنیت سایبری بارها هشدار داده‌اند که ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند تولید ایمیل‌های فیشینگ متقاعدکننده، جعل صدا و تصویر (دیپ‌فیک) و خودکارسازی حملات را برای مهاجمان کم‌تجربه نیز آسان کنند.

دفاع هم از هوش مصنوعی بهره می‌برد: همین فناوری می‌تواند برای شناسایی سریع‌تر تهدیدها و واکنش به حملات نیز به‌کار گرفته شود، اما اثربخشی آن به رعایت اصول ایمنی و نظارت بستگی دارد.

توصیه عملی به کاربران و سازمان‌ها: فعال‌سازی احراز هویت دومرحله‌ای، به‌روزرسانی منظم نرم‌افزارها و احتیاط در برابر پیام‌ها و تماس‌های مشکوک، از ساده‌ترین راه‌های کاهش ریسک است.

پایان به‌روزرسانی ویندوز برای میلیون‌ها رایانه؛ مهلت مایکروسافت مشخص شد

مایکروسافت اعلام کرد گواهینامه‌های فعلی سرویس Windows Update در سال ۲۰۲۷ منقضی می‌شوند و رایانه‌هایی که تا آن زمان گواهینامه‌های جدید را دریافت نکرده باشند، دیگر هیچ وصله امنیتی یا به‌روزرسانی ویژگی دریافت نخواهند کرد. خبر خوب اینکه اغلب کاربران، به‌شرط نصب به‌روزرسانی‌های ماهانه، نیازی به اقدام خاصی ندارند.

مایکروسافت زمان قطع کامل به‌روزرسانی‌های ویندوز را برای رایانه‌های قدیمی‌تر اعلام کرد. این شرکت در حال جایگزینی گواهینامه‌هایی است که رایانه‌های ویندوزی برای تأیید اتصال به سرورهای اصلی Windows Update از آن‌ها استفاده می‌کنند. دستگاه‌هایی که تا مهلت تعیین‌شده این گواهینامه‌های جدید را نداشته باشند، دسترسی خود را به سرویس به‌روزرسانی از دست خواهند داد.

مایکروسافت این تغییر را روز ۸ اکتبر (۱۶ مهر) از طریق مرکز پیام ویندوز اعلام کرد. بر اساس این اعلام، گواهینامه‌های فعلی در ۱۷ مه ۲۰۲۷ (۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۶) و ۱۹ ژوئن ۲۰۲۷ (۲۹ خرداد ۱۴۰۶) منقضی می‌شوند. اگر تا آن تاریخ گواهینامه‌های جایگزین روی رایانه نصب نشده باشد، دسترسی دستگاه به Windows Update به‌طور کامل قطع می‌شود و دیگر هیچ وصله امنیتی یا به‌روزرسانی ویژگی دریافت نخواهد کرد.

این غول تکنولوژی اعلام کرده بیشتر کاربران لازم نیست کاری انجام دهند. گواهینامه‌های جدید در قالب به‌روزرسانی‌های ماهانه معمول عرضه می‌شوند؛ بنابراین هر رایانه‌ای که این به‌روزرسانی‌ها را نصب کند، از پیش به آن‌ها مجهز شده است. به نوشته وب‌سایت فناوری Notebookcheck، دستگاه‌های در معرض خطر، رایانه‌هایی هستند که ماه‌هاست به‌روزرسانی دریافت نکرده‌اند یا از نسخه‌ای از ویندوز استفاده می‌کنند که دیگر پشتیبانی نمی‌شود.

الزامات هر نسخه ویندوز



الزامات این تغییر به نسخه ویندوز بستگی دارد:

ویندوز ۱۱ نسخه ۲۵H2 و نسخه‌های جدیدتر: نیازی به هیچ اقدامی ندارند.
ویندوز ۱۱ نسخه ۲۴H2: به به‌روزرسانی امنیتی سپتامبر ۲۰۲۵ (شهریور ۱۴۰۴) یا نسخه‌های بعدی آن نیاز دارد. مایکروسافت در حال حاضر دستگاه‌های مصرفی مبتنی بر ۲۴H2 را به‌صورت خودکار به ۲۵H2 ارتقا می‌دهد.
سایر نسخه‌های پشتیبانی‌شده ویندوز ۱۱ و ویندوز ۱۰: پیش از ۱۹ ژوئن ۲۰۲۷ (۲۹ خرداد ۱۴۰۶) باید به‌روزرسانی امنیتی ژوئیه ۲۰۲۶ (تیر ۱۴۰۵) یا نسخه‌های بعدی آن را نصب کنند.
Windows 10 Enterprise 2019 LTSC، ویندوز سرور ۲۰۱۹ و ویندوز سرور ۲۰۱۶: مهلت این نسخه‌ها ۱۷ مه (۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۶) است.

دستگاه‌هایی که از نسخه‌های بدون پشتیبانی ویندوز استفاده می‌کنند، دسترسی خود را به Windows Update به‌طور کامل از دست می‌دهند و تنها توصیه مایکروسافت برای آن‌ها، ارتقا به نسخه جدیدتر است

وضعیت کاربران خانگی ویندوز ۱۰


برای کاربران خانگی، این موضوع در درجه نخست به ویندوز ۱۰ مربوط می‌شود. رایانه‌ای که هرگز در برنامه به‌روزرسانی امنیتی گسترده (ESU) ثبت‌نام نشده باشد، از اکتبر ۲۰۲۵ (مهر ۱۴۰۴) هیچ وصله‌ای دریافت نکرده است؛ یعنی به‌روزرسانی ژوئیه ۲۰۲۶ را هم ندارد. چنین دستگاهی حداکثر تا ۱۹ ژوئن ۲۰۲۷ (۲۹ خرداد ۱۴۰۶) از Windows Update به‌روزرسانی دریافت می‌کند و پس از آن ارسال به‌روزرسانی‌ها متوقف می‌شود.

با این حال، ثبت‌نام در برنامه ESU تا اکتبر ۲۰۲۷ (مهر ۱۴۰۶) همچنان ممکن است. دستگاهی که پیش از ژوئن به این برنامه بپیوندد و به‌روزرسانی‌های موجود را نصب کند، دستگاه پشتیبانی‌شده محسوب می‌شود و به‌روزرسانی تجمعی دریافتی شامل گواهینامه‌های جدید نیز خواهد بود.

نکات تکمیلی


نحوه بررسی: برای اطمینان از به‌روز بودن رایانه، به مسیر Settings > Windows Update بروید و به‌روزرسانی‌های در انتظار را نصب کنید. با اجرای دستور winver نیز می‌توانید نسخه ویندوز خود را ببینید.
خطر امنیتی: رایانه‌ای که وصله‌های امنیتی دریافت نکند، در برابر آسیب‌پذیری‌های شناخته‌شده بدافزارها بی‌دفاع می‌ماند؛ بنابراین بی‌اعتنایی به این مهلت می‌تواند ریسک واقعی ایجاد کند.
سازمان‌ها: مدیران شبکه بهتر است وضعیت نسخه و به‌روزرسانی ناوگان رایانه‌ای را پیش از مهلت‌ها بررسی و در صورت نیاز ارتقای دستگاه‌های قدیمی را برنامه‌ریزی کنند.

۵ سناریوی ترسناک برای پایان بشریت؛ هوش مصنوعی چگونه می‌تواند همه‌چیز را نابود کند؟

آیا هوش مصنوعی می‌تواند به نابودی بشریت منجر شود؟ پژوهشگران پنج سناریوی نگران‌کننده را مطرح کرده‌اند که از ظهور ابرهوش خارج از کنترل و تولید عوامل بیماری‌زا تا جنگ هسته‌ای و فروپاشی تدریجی جوامع انسانی را شامل می‌شود.

پیشرفت سریع هوش مصنوعی، نگرانی‌ها درباره پیامدهای احتمالی این فناوری برای آینده بشر را افزایش داده است. از ظهور ابرهوشی خارج از کنترل انسان گرفته تا تولید سلاح‌های بیولوژیکی، جنگ هسته‌ای و فروپاشی جوامع، پژوهشگران سناریوهای مختلفی را مطرح کرده‌اند که برخی از آن‌ها می‌توانند بقای بشریت را تهدید کنند.

در اوایل سپتامبر، جیکوب کوکسون، پژوهشگر حوزه هوش مصنوعی، تنها چهار ماه پس از پیوستن به شرکت آنتروپیک از سمت خود کناره‌گیری کرد. او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت افرادی که روی توسعه هوش مصنوعی کار می‌کنند، واقعاً معتقدند این فناوری ممکن است پیش از پایان دهه جاری به نابودی بشریت منجر شود.

ایوان هوبینگر، یکی دیگر از چهره‌های آنتروپیک، نیز با این نگرانی موافقت کرد و احتمال وقوع چنین فاجعه‌ای را طی ۱۰ سال آینده، بر اساس ارزیابی شخصی خود، بیش از ۱۰ درصد دانست.
این اظهارات واکنش‌های گسترده‌ای به دنبال داشت و بار دیگر بحث درباره ضرورت کاهش سرعت توسعه هوش مصنوعی و تقویت نظارت انسانی بر این فناوری را مطرح کرد.

اگرچه ایده ظهور ماشین‌هایی که از انسان باهوش‌تر هستند، سال‌ها موضوع داستان‌های علمی‌تخیلی بوده است، برخی پژوهشگران معتقدند خطرات احتمالی چنین فناوری‌هایی دیگر صرفاً به دنیای تخیل محدود نمی‌شوند.

نکته قابل توجه اینکه یک هوش مصنوعی پیشرفته برای آسیب رساندن به بشریت لزوماً به ربات‌های جنگی یا سلاح‌های پیشرفته نیاز ندارد؛ بلکه ممکن است تنها با تأثیرگذاری بر رفتار و تصمیم‌های انسان‌ها، پیامدهایی ویرانگر ایجاد کند.

در ادامه، پنج سناریوی مطرح‌شده درباره خطرات وجودی هوش مصنوعی را بررسی می‌کنیم که از تهدیدهای بسیار فرضی آغاز می‌شوند و به خطراتی می‌رسند که می‌توانند از طریق رفتار خود انسان‌ها شکل بگیرند.

۱. ظهور ابرهوشی که رفتار آن قابل پیش‌بینی نیست


یکی از نگرانی‌های اساسی درباره آینده هوش مصنوعی، ظهور سامانه‌ای است که توانایی‌های شناختی آن در تمامی زمینه‌ها از انسان فراتر برود.
طرفداران این سناریو معتقدند انسان‌ها ممکن است حتی قادر به درک اهداف و تصمیم‌های چنین موجود فوق‌هوشمندی نباشند؛ همان‌طور که نمی‌توان انتظار داشت یک سگ مفهوم جنگ هسته‌ای را درک کند.
بر اساس این استدلال، پیش‌بینی رفتار یک هوش مصنوعی بسیار پیشرفته ممکن است به سطحی مشابه از هوش نیاز داشته باشد؛ موضوعی که توانایی انسان برای شناسایی و مهار تهدیدهای احتمالی را زیر سؤال می‌برد.

با این حال، هنوز مشخص نیست دستیابی به چنین سطحی از هوش مصنوعی تا چه اندازه نزدیک است. مدل‌های کنونی اگرچه در انجام برخی وظایف تخصصی عملکرد چشمگیری دارند، اما این موفقیت لزوماً به معنای برتری آن‌ها بر انسان در تمامی زمینه‌ها نیست.

در عین حال، پیشرفت سامانه‌های هوش مصنوعی در حل مسائل پیچیده ریاضی نشان می‌دهد که نباید احتمال پیشرفت‌های غیرمنتظره این فناوری را نادیده گرفت. در مقاله مورد بحث حتی به گزارشی درباره حل یکی از هفت مسئله مشهور جایزه هزاره به کمک هوش مصنوعی اشاره شده است؛ ادعایی که برای پذیرش قطعی آن به بررسی مستقل نیاز است.

۲. تبدیل جهان به کارخانه تولید گیره کاغذ


شاید در نگاه نخست عجیب به نظر برسد، اما یکی از مشهورترین سناریوهای نابودی بشر به وسیله هوش مصنوعی، با تولید گیره کاغذ ارتباط دارد. نیک بوستروم، فیلسوف دانشگاه آکسفورد، این مثال را برای توضیح خطر تعیین اهداف نامناسب برای سامانه‌های فوق‌هوشمند مطرح کرده است.

فرض کنید یک هوش مصنوعی مأموریت داشته باشد تا جای ممکن گیره کاغذ تولید کند. اگر این سامانه بدون در نظر گرفتن ارزش جان انسان‌ها و محدودیت‌های اخلاقی، صرفاً به دنبال تحقق هدف خود باشد، ممکن است به این نتیجه برسد که باید تمامی منابع موجود را به تولید گیره کاغذ اختصاص دهد.

در افراطی‌ترین شکل این سناریو، حتی انسان‌ها، سیارات و ستارگان نیز می‌توانند به منابعی برای تحقق این هدف تبدیل شوند.

نکته مهم این است که چنین سامانه‌ای لزوماً دشمن انسان‌ها نیست و قصد انتقام‌گیری ندارد؛ بلکه ممکن است صرفاً به دلیل تعریف نامناسب هدف، تصمیم‌هایی بگیرد که با بقای بشر ناسازگار باشند.
البته این سناریو منتقدانی نیز دارد. برخورداری از هوش بسیار بالا لزوماً به معنای توانایی کنترل منابع جهان نیست. حتی یک سامانه فوق‌هوشمند نیز برای اجرای برنامه‌های خود به امکانات فیزیکی، زیرساخت‌ها و غلبه بر مقاومت انسان‌ها نیاز خواهد داشت.

۳. ساخت عوامل بیولوژیکی خطرناک با کمک هوش مصنوعی


یکی دیگر از سناریوهای نگران‌کننده، استفاده از هوش مصنوعی برای طراحی عوامل بیماری‌زای جدید و بسیار خطرناک است. در پروژه پژوهشی AI 2027، که به بررسی سناریوهای احتمالی توسعه هوش مصنوعی می‌پردازد، احتمال استفاده از سامانه‌های فوق‌هوشمند برای ایجاد تهدیدهای بیولوژیکی نیز مطرح شده است.
نگرانی درباره این موضوع زمانی جدی‌تر می‌شود که پیشرفت‌های هوش مصنوعی در حوزه زیست‌شناسی و طراحی ساختارهای ژنتیکی مورد توجه قرار گیرد.

در همین زمینه، پژوهشگران دانشگاه استنفورد اعلام کرده‌اند که با استفاده از مدلی آموزش‌دیده بر توالی‌های ژنتیکی، موفق به تولید ۱۶ ویروس جدید شده‌اند.

با این حال، توانایی تولید ویروس در محیط پژوهشی به معنای امکان ساخت عاملی برای نابودی بشریت نیست.
برای وقوع چنین فاجعه‌ای، یک عامل بیماری‌زا باید مجموعه‌ای از ویژگی‌های بسیار دشوار را هم‌زمان داشته باشد؛ از جمله توانایی انتشار گسترده و ایجاد مرگ‌ومیر بسیار بالا.

این ویژگی‌ها لزوماً در کنار یکدیگر قرار نمی‌گیرند. برای مثال، برخی عوامل بیماری‌زای بسیار کشنده ممکن است پیش از آنکه فرصت انتشار گسترده پیدا کنند، میزبان خود را از بین ببرند.

بنابراین، هرچند کاربرد هوش مصنوعی در توسعه تهدیدهای بیولوژیکی موضوعی جدی برای بررسی‌های امنیتی است، نابودی کامل انسان‌ها از این طریق همچنان سناریویی بسیار دشوار و فرضی محسوب می‌شود.

۴. آغاز جنگ هسته‌ای بر اثر تصمیم‌های اشتباه هوش مصنوعی


سناریوی چهارم به یکی از خطرناک‌ترین فناوری‌های ساخته‌شده به دست بشر مربوط می‌شود: سلاح‌های هسته‌ای.
اگر سامانه‌های هوش مصنوعی در فرآیند تحلیل اطلاعات نظامی یا تصمیم‌گیری‌های مرتبط با تسلیحات هسته‌ای نقش گسترده‌تری پیدا کنند، خطاهای احتمالی آن‌ها می‌تواند پیامدهایی فاجعه‌بار داشته باشد.

در پنج دهه گذشته، چندین هشدار اشتباه و خطای ارزیابی، جهان را تا آستانه درگیری هسته‌ای پیش برده است. نگرانی این است که اتکای بیش از اندازه به تحلیل‌های هوش مصنوعی، احتمال تصمیم‌گیری نادرست در شرایط بحرانی را افزایش دهد.

اگرچه گفته می‌شود سامانه‌های فرماندهی و کنترل تسلیحات هسته‌ای از اینترنت عمومی جدا هستند، تجربه حملات سایبری نشان داده است که جداسازی شبکه‌ها به‌تنهایی تضمینی برای جلوگیری از نفوذ نیست.
یکی از نمونه‌های شناخته‌شده، حمله بدافزار استاکس‌نت در سال ۲۰۱۰ به تأسیسات هسته‌ای ایران بود. این بدافزار که احتمال می‌رود از طریق حافظه USB به سامانه‌های هدف منتقل شده باشد، موجب اختلال در عملکرد سانتریفیوژها شد.

در سناریوی مرتبط با هوش مصنوعی، یک سامانه ممکن است اطلاعات نادرستی درباره حمله احتمالی دشمن در اختیار فرماندهان نظامی قرار دهد و آن‌ها را به اتخاذ تصمیم‌هایی با پیامدهای جبران‌ناپذیر سوق دهد.

با وجود کاهش تعداد کلاهک‌های هسته‌ای جهان نسبت به دهه‌های گذشته، زرادخانه‌های موجود همچنان ظرفیت ایجاد ویرانی گسترده را دارند. برآورد مورد اشاره در این گزارش حتی از احتمال مرگ نزدیک به نیمی از جمعیت جهان در یک جنگ هسته‌ای گسترده حکایت دارد.

۵. نابودی تدریجی جوامع انسانی؛ بدون شورش ماشین‌ها


پنجمین سناریو شاید از سایر موارد نگران‌کننده‌تر باشد، زیرا برای تحقق آن نیازی به ظهور یک ابرهوش سرکش نیست. در این سناریو، خود انسان‌ها با استفاده نادرست از هوش مصنوعی، زمینه تضعیف و در نهایت فروپاشی جوامع خود را فراهم می‌کنند.

گسترش سریع هوش مصنوعی می‌تواند بازار کار را دستخوش تغییرات گسترده کند و در صورت نبود سازوکارهای حمایتی مناسب، به از دست رفتن شمار زیادی از فرصت‌های شغلی منجر شود.
از سوی دیگر، تولید انبوه اطلاعات نادرست، تصاویر جعلی و محتوای گمراه‌کننده می‌تواند اعتماد عمومی به رسانه‌ها، نهادها و حتی واقعیت‌های قابل اثبات را تضعیف کند.

تشدید اختلافات سیاسی و اجتماعی نیز یکی دیگر از پیامدهای احتمالی استفاده مخرب از این فناوری است.
در کنار این مسائل، گسترش همراهان مجازی مبتنی بر هوش مصنوعی ممکن است بر روابط انسانی تأثیر بگذارد و در برخی شرایط، به جای تقویت ارتباطات اجتماعی، زمینه انزوای بیشتر افراد را فراهم کند.

نگرانی اصلی این است که چنین پیامدهایی به‌تدریج روی یکدیگر انباشته شوند و ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را چنان تضعیف کنند که جوامع دیگر نتوانند شرایط لازم برای ادامه زندگی بخش بزرگی از جمعیت خود را فراهم کنند.

در این وضعیت، هوش مصنوعی مستقیماً علیه انسان‌ها وارد جنگ نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند به عاملی برای تشدید بحران‌هایی تبدیل شود که خود انسان‌ها در ایجاد آن‌ها نقش دارند.

آیا نابودی بشریت به دست هوش مصنوعی اجتناب‌ناپذیر است؟


این پنج سناریو از نظر ماهیت و میزان احتمال وقوع با یکدیگر تفاوت دارند و نویسنده مقاله آن‌ها را از تهدیدهای کمتر محتمل به خطراتی که واقع‌بینانه‌تر ارزیابی می‌کند، مرتب کرده است. با این حال، این ترتیب یک پیش‌بینی قطعی یا رتبه‌بندی علمی مورد توافق همه پژوهشگران نیست.

طرح چنین سناریوهایی نیز به معنای حتمی بودن وقوع آن‌ها نیست. بسیاری از خطرات مطرح‌شده همچنان فرضی هستند و درباره احتمال واقعی تحقق آن‌ها اختلاف‌نظر وجود دارد.
آنچه اهمیت دارد، شناسایی به‌موقع تهدیدها، توسعه سازوکارهای ایمنی، نظارت انسانی بر سامانه‌های حساس و جلوگیری از واگذاری تصمیم‌های حیاتی به فناوری‌هایی است که ممکن است عملکرد آن‌ها به‌طور کامل قابل پیش‌بینی نباشد.

در نهایت، آینده هوش مصنوعی تنها به میزان پیشرفت این فناوری بستگی ندارد؛ بلکه به تصمیم‌هایی وابسته است که انسان‌ها درباره نحوه توسعه، کنترل و استفاده از آن می‌گیرند.

از سم آلتمن تا داریو آمودی؛ چرا غول‌های هوش مصنوعی برای یک بحران بزرگ آماده می‌شوند؟

مدیران شرکت‌های بزرگی مانند OpenAI و آنتروپیک در حال بررسی سناریوهای احتمالی یک بحران گسترده مرتبط با هوش مصنوعی هستند؛ بحرانی که می‌تواند از حملات سایبری آغاز شود و خدمات مالی، اینترنت و زیرساخت‌های حیاتی را تحت تأثیر قرار دهد. حملات اخیر به مؤسسات مالی کره جنوبی نیز نگرانی‌ها درباره سوءاستفاده از ابزارهای هوش مصنوعی را افزایش داده است.

چهره‌های برجسته صنعت هوش مصنوعی، از جمله مدیران OpenAI و آنتروپیک، سناریوهای احتمالی وقوع یک حادثه بزرگ مرتبط با این فناوری و پیامدهای عمومی و سیاسی آن را بررسی می‌کنند. یکی از نگرانی‌های اصلی، احتمال حملات سایبری گسترده‌ای است که می‌توانند خدمات مالی، اتصال به اینترنت و حتی زیرساخت‌های حیاتی مانند شبکه برق و تأمین آب را مختل کنند.

اهمیت این سناریوها تنها به خسارات فنی محدود نمی‌شود. وقوع یک حادثه جدی می‌تواند اعتماد عمومی به هوش مصنوعی را کاهش دهد، انتقادها از شرکت‌های فعال در این حوزه را افزایش دهد و فشارها برای وضع مقررات سخت‌گیرانه‌تر را تشدید کند.

در چنین شرایطی، مدیران شرکت‌هایی مانند OpenAI و آنتروپیک ممکن است با پرسش‌های دشواری درباره مسئولیت خود در قبال توسعه و عرضه این فناوری روبه‌رو شوند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نیز در بحث‌های مربوط به سیاست‌گذاری هوش مصنوعی مطرح است؛ به‌ویژه از سوی منتقدانی که رویکرد دولت او در زمینه محدودیت‌های نظارتی بر این صنعت را ناکافی می‌دانند.
چرا سناریوهای فاجعه‌بار هوش مصنوعی جدی‌تر شده‌اند؟

آماده‌سازی برای بحران‌های احتمالی، موضوع تازه‌ای برای شرکت‌ها و نهادهای امنیتی نیست. سازمان‌های نظامی و امنیت ملی سال‌هاست سناریوهای مختلف جنگ، حملات سایبری و اختلال در زیرساخت‌ها را شبیه‌سازی می‌کنند تا توانایی خود را برای مقابله با شرایط اضطراری بسنجند.

با این حال، توسعه سریع هوش مصنوعی و گسترش کاربردهای آن، ابعاد تازه‌ای به این برنامه‌ریزی‌ها داده است. اکنون نگرانی فقط درباره استفاده از ابزارهای هوشمند برای انجام فعالیت‌های روزمره نیست؛ بلکه احتمال دارد این فناوری در حملات سایبری پیچیده‌تر، شناسایی آسیب‌پذیری‌ها یا اجرای برخی مراحل عملیات مخرب نیز نقش داشته باشد.

بر اساس گزارشی که اکسیوس منتشر کرده است، برخی پژوهشگران و مدیران ارشد صنعت هوش مصنوعی احتمال وقوع یک حادثه جدی را موضوعی می‌دانند که باید برای آن آمادگی داشت. این آمادگی لزوماً به معنای قطعی دانستن وقوع چنین حادثه‌ای نیست، بلکه بخشی از برنامه‌ریزی برای مدیریت ریسک‌های احتمالی به شمار می‌رود.

OpenAI می‌گوید مانورهای آمادگی برای بحران را انجام می‌دهد


سخنگوی OpenAI اعلام کرده است که این شرکت مانورهایی برای ارزیابی و مدیریت ریسک انجام می‌دهد. این تمرین‌ها شامل بررسی عملی سناریوهای گوناگون و گفت‌وگو درباره نحوه مواجهه با شرایط احتمالی هستند.

به گفته این شرکت، هدف از این مانورها پیش‌بینی قطعی وقوع یک حادثه خاص نیست، بلکه افزایش آمادگی برای مواجهه با طیف متنوعی از شرایط و پیامدهای احتمالی است. آنتروپیک نیز بنا بر گزارش اکسیوس، از اظهارنظر درباره این موضوع خودداری کرده است.

یکی از مسائل مهم در چنین برنامه‌هایی، نحوه واکنش شرکت‌ها و دولت‌ها پس از وقوع بحران است. در صورت بروز یک حادثه گسترده، ممکن است علاوه بر بررسی منشأ فنی آن، پرسش‌هایی درباره مسئولیت شرکت‌های توسعه‌دهنده، کفایت تدابیر ایمنی و ضرورت محدود کردن برخی قابلیت‌های هوش مصنوعی مطرح شود.

حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی نگرانی‌ها را افزایش داده‌اند


یکی از سناریوهای نگران‌کننده، حمله‌ای است که در آن یک عامل مخرب از ابزارهای هوش مصنوعی برای شناسایی آسیب‌پذیری‌ها، تسهیل نفوذ به سامانه‌ها یا مدیریت مراحل مختلف یک عملیات سایبری استفاده کند.

چنین حمله‌ای ممکن است به دو شکل کلی رخ دهد: در یک حالت، یک سیستم هوش مصنوعی در جریان آزمایش یا اجرای وظایف از محدودیت‌های پیش‌بینی‌شده فراتر می‌رود؛ در حالت دیگر، مهاجم انسانی از مدل‌ها و ابزارهای موجود برای انجام فعالیت‌های مخرب استفاده می‌کند. این دو سناریو از نظر منشأ و نحوه مقابله با خطر یکسان نیستند.

گزارش تازه شرکت امنیت سایبری CrowdStrike درباره حملات به مؤسسات مالی کره جنوبی، نمونه‌ای واقعی از نگرانی‌های مربوط به استفاده مجرمانه از ابزارهای هوش مصنوعی را نشان می‌دهد.

بر اساس این گزارش، یک مهاجم ناشناس که احتمال داده می‌شود چینی‌زبان و دارای انگیزه مالی باشد، از ابزار متن‌باز ARTEX در کنار مدل‌های هوش مصنوعی برای هدف قرار دادن مؤسسات مالی کره جنوبی استفاده کرده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد این فعالیت‌ها از اواخر سپتامبر تا اوایل اکتبر ۲۰۲۶ (اواخر شهریور تا اوایل مهر ۱۴۰۵) ادامه داشته و به سرقت اطلاعات منجر شده است.

طبق یافته‌های CrowdStrike، مهاجم از ابزارهایی مانند DeepSeek و مدل‌های دیگر در کنار Claude Code استفاده کرده است. سوابق جلسات این ابزارها همچنین نشان می‌دهد که مهاجم درباره یافتن بازارها و گروه‌هایی برای فروش اطلاعات سرقت‌شده تحقیق کرده بود. با این حال، هویت مهاجم و تمام جزئیات این حملات هنوز به‌طور قطعی مشخص نشده است.

این پرونده نشان می‌دهد که هوش مصنوعی می‌تواند توانایی مهاجمان را در انجام برخی مراحل عملیات سایبری افزایش دهد؛ حتی اگر خود مدل هوش مصنوعی مستقیماً عامل نفوذ نباشد. در چنین شرایطی، ابزارهای هوشمند ممکن است بخشی از فرایند شناسایی اهداف، تحلیل اطلاعات و تسهیل فعالیت‌های مخرب را بر عهده بگیرند.

آیا یک حادثه بزرگ می‌تواند آینده صنعت هوش مصنوعی را تغییر دهد؟


یکی از نگرانی‌های اصلی مدیران این صنعت، واکنش عمومی و سیاسی به یک حادثه گسترده است. اگر حمله‌ای با کمک ابزارهای هوش مصنوعی باعث اختلال جدی در خدمات ضروری یا افشای گسترده اطلاعات شود، احتمال افزایش فشارها برای محدود کردن قابلیت‌های این فناوری و تشدید نظارت بر شرکت‌های توسعه‌دهنده وجود دارد.

در چنین شرایطی، شرکت‌ها ممکن است ناچار شوند علاوه بر پاسخ‌گویی درباره ضعف‌های فنی، توضیح دهند چه اقداماتی برای پیشگیری از حادثه انجام داده‌اند و آیا سازوکارهای مدیریت ریسک آنها کافی بوده است یا خیر.

با این حال، آمادگی برای یک سناریوی فاجعه‌بار به معنای قطعی بودن وقوع آن نیست. هدف از شبیه‌سازی بحران‌ها، شناسایی نقاط ضعف و فراهم کردن امکان واکنش سریع‌تر در صورت بروز شرایط اضطراری است.

در نهایت، چالش اصلی صنعت هوش مصنوعی این است که هم‌زمان با توسعه قابلیت‌های جدید، سازوکارهای دفاع سایبری، نظارت و پاسخ‌گویی نیز متناسب با خطرات احتمالی تقویت شوند. هرچه ابزارهای هوشمند در زیرساخت‌های حیاتی و خدمات عمومی نقش بیشتری پیدا کنند، آمادگی شرکت‌ها و دولت‌ها برای مقابله با سوءاستفاده از آنها اهمیت بیشتری خواهد یافت.

مایکروسافت با RTX Spark به جنگ مک‌بوک پرو می‌رود؛ سرفیس جدید تا ۵۹۰۰ دلار قیمت دارد

مایکروسافت با معرفی کامپیوترهای جدید سرفیس مجهز به تراشه‌های RTX Spark انویدیا، اجرای محلی مدل‌های هوش مصنوعی و عامل‌های هوشمند را هدف گرفته است؛ دستگاه‌هایی که قیمت آنها بسته به پیکربندی تا ۵۹۰۰ دلار می‌رسد.

مایکروسافت در جریان رویدادی در هفته فناوری سانفرانسیسکو، نسل جدیدی از رایانه‌های سرفیس را با تمرکز ویژه بر اجرای محلی مدل‌های هوش مصنوعی معرفی کرد. این دستگاه‌ها به تراشه‌های RTX Spark انویدیا مجهز هستند و همراه با نسخه‌ای به‌روزشده از ویندوز ۱۱ عرضه می‌شوند که قابلیت‌های جدیدی برای اجرای عامل‌های هوش مصنوعی در محیطی ایزوله ارائه می‌دهد.

انویدیا در ماه ژوئن، اعلام کرده بود با مایکروسافت و شماری از تولیدکنندگان رایانه‌های شخصی برای ساخت دستگاه‌های آماده اجرای هوش مصنوعی و عامل‌های هوشمند مبتنی بر تراشه‌های RTX Spark همکاری می‌کند. اکنون نخستین جزئیات سخت‌افزاری و قیمت برخی از این محصولات اعلام شده است.

Surface Laptop Ultra با قیمت پایه ۲۶۰۰ دلار


مایکروسافت در این رویداد مشخصات و قیمت Surface Laptop Ultra را اعلام کرد. این لپ‌تاپ در دو پیکربندی اصلی عرضه می‌شود که مدل پایه آن ۲۶۰۰ دلار قیمت دارد و نسخه مجهز به تراشه قدرتمندتر با قیمت پایه ۳۷۰۰ دلار به فروش می‌رسد.

با انتخاب حافظه رم و فضای ذخیره‌سازی بیشتر، قیمت این دستگاه می‌تواند به ۵۹۰۰ دلار برسد. البته مایکروسافت اعلام کرده گران‌ترین پیکربندی فعلاً در دسترس نیست.

تمرکز اصلی این محصولات، ارائه توان پردازشی موردنیاز برای اجرای مدل‌های هوش مصنوعی مستقیماً روی دستگاه است. به این ترتیب، کاربر برای اجرای برخی مدل‌ها و وظایف هوش مصنوعی لزوماً به ارسال داده‌ها به سرویس‌های ابری نیاز نخواهد داشت.

مایکروسافت همچنین می‌گوید این سخت‌افزار برای فعالیت‌هایی فراتر از هوش مصنوعی، از جمله تولید محتوا، پردازش ویدئو و بازی نیز توانایی بالایی خواهد داشت.

ایستگاه کاری ۶۰۰۰ دلاری برای توسعه‌دهندگان


مایکروسافت در کنار لپ‌تاپ جدید خود، Surface RTX Spark Dev Box را نیز معرفی کرده است؛ یک ایستگاه کاری کوچک که از تراشه RTX Spark بهره می‌برد و قیمت آن از ۶۰۰۰ دلار آغاز می‌شود.

این دستگاه به ابزارهای توسعه مایکروسافت از جمله Visual Studio Code، GitHub Copilot CLI، Windows Subsystem for Linux (WSL) و PowerShell 7 مجهز شده است و هدف اصلی آن، توسعه‌دهندگانی هستند که به اجرای مدل‌های هوش مصنوعی به‌صورت محلی نیاز دارند.

استفاده از مدل‌های هوش مصنوعی روی خود رایانه به سخت‌افزاری قدرتمند نیاز دارد. در این دستگاه‌ها، علاوه بر پردازنده و پردازنده گرافیکی، ظرفیت حافظه یکپارچه و سیستم خنک‌کننده نیز برای اجرای مدل‌های بزرگ اهمیت دارد.

ویندوز ۱۱ برای عصر عامل‌های هوش مصنوعی آماده می‌شود


یکی از بخش‌های مهم این محصولات، نرم‌افزار آنهاست. مایکروسافت نسخه‌ای اصلاح‌شده از ویندوز ۱۱ را روی این دستگاه‌ها ارائه می‌کند که قابلیت جدیدی با نام «کانتینرهای اجرایی» (Execution Containers) دارد.

این قابلیت با هدف فراهم کردن محیطی ایزوله برای اجرای عامل‌های هوش مصنوعی طراحی شده است. چنین محیطی به عامل‌ها اجازه می‌دهد وظایف مختلف را در یک فضای کنترل‌شده انجام دهند و در عین حال از سیستم اصلی کاربر جدا بمانند.

ساتیا نادلا، مدیرعامل مایکروسافت، در این رویداد تأکید کرد که صرفاً در اختیار داشتن یک مدل هوش مصنوعی برای ساخت یک عامل قدرتمند کافی نیست. به گفته او، عامل‌ها به لایه‌های دیگری مانند حافظه، زمینه، هماهنگی میان چند مدل و یک فضای کنترل‌شده برای انجام عملیات نیاز دارند.

نادلا همچنین گفت مایکروسافت قصد دارد این زیرساخت را فقط برای برنامه‌های خودش ارائه نکند و توسعه‌دهندگان دیگر نیز بتوانند برنامه‌های عامل‌محور خود را روی ویندوز اجرا کنند. او تأکید کرد که این قابلیت در نهایت برای همه کاربران ویندوز ۱۱ در دسترس قرار خواهد گرفت.

مایکروسافت به دنبال جذب توسعه‌دهندگان مک است


قیمت بالای این محصولات نشان می‌دهد که مایکروسافت در مرحله نخست، توسعه‌دهندگان و کاربران حرفه‌ای هوش مصنوعی را هدف گرفته است. این شرکت حتی برای کاربرانی که مک‌بوک پرو خود را با یکی از دستگاه‌های جدید سرفیس معاوضه کنند، تا ۱۰۰۰ دلار تخفیف در نظر گرفته است.

این اقدام در شرایطی انجام می‌شود که رایانه‌های مک اپل، به‌ویژه در میان توسعه‌دهندگان و علاقه‌مندان به هوش مصنوعی در سیلیکون‌ولی، محبوبیت زیادی دارند.

مایکروسافت تنها شرکت حاضر در این رقابت نیست. دل نیز جزئیات Dell XPS 16 Creator Edition را که پیش‌تر معرفی شده بود، اعلام کرده است. این دستگاه اکنون برای پیش‌فروش با قیمت ۳۸۰۰ دلار در فروشگاه Best Buy عرضه شده و قرار است اواخر اکتبر به دست خریداران برسد.

در مجموع، ورود رایانه‌های مجهز به RTX Spark به بازار نشان می‌دهد رقابت بر سر اجرای هوش مصنوعی به‌صورت محلی وارد مرحله تازه‌ای شده است. مایکروسافت تلاش می‌کند با ترکیب سخت‌افزار قدرتمند انویدیا و قابلیت‌های جدید ویندوز ۱۱، رایانه‌های شخصی را به محیطی مناسب‌تر برای اجرای عامل‌های هوش مصنوعی تبدیل کند؛ رویکردی که می‌تواند وابستگی برخی کاربردهای هوش مصنوعی به پردازش ابری را کاهش دهد.

سم آلتمن: جهان باید بپذیرد هوش مصنوعی گاهی اتفاقات بدی رقم می‌زند

سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، معتقد است جهان باید بپذیرد که گسترش هوش مصنوعی در کنار دستاوردهای بزرگ، می‌تواند پیامدهای منفی و حتی خطرات جدی به همراه داشته باشد؛ با این حال، او بر این باور است که مزایای این فناوری در نهایت از آسیب‌های آن بیشتر خواهد بود.

هوش مصنوعی در سال‌های اخیر به یکی از قدرتمندترین فناوری‌های جهان تبدیل شده است؛ ابزاری که از نوشتن و برنامه‌نویسی گرفته تا پژوهش، تولید محتوا و انجام بسیاری از کارهای روزمره را متحول کرده است. با این حال، گسترش سریع این فناوری نگرانی‌های جدی درباره آینده مشاغل، اطلاعات نادرست، مصرف انرژی و حتی خطرات فاجعه‌بار احتمالی ایجاد کرده است.

سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، معتقد است نباید انتظار داشت هوش مصنوعی بدون هیچ پیامد منفی توسعه پیدا کند. او در مصاحبه‌ای با Decoded by POLITICO گفت جهان باید بپذیرد که در نتیجه توسعه این فناوری، «برخی اتفاقات بد» نیز رخ خواهد داد.

آلتمن در بخشی از این گفت‌وگو تأکید کرد که به اعتقاد او، فضای زیادی برای پذیرش واقعیت‌های مربوط به هوش مصنوعی وجود دارد و جامعه باید بپذیرد که فناوری قدرتمندی مانند هوش مصنوعی می‌تواند در کنار مزایای خود، پیامدهای منفی نیز داشته باشد.

این دیدگاه در حالی مطرح می‌شود که نگرانی درباره تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار یکی از مهم‌ترین بحث‌های پیرامون این فناوری است. برای بسیاری از نویسندگان، برنامه‌نویسان، طراحان و دیگر فعالان حوزه‌های خلاق، توسعه مدل‌های هوش مصنوعی مولد به معنای افزایش رقابت با ابزارهایی است که می‌توانند بخشی از وظایف آنها را با سرعت و هزینه بسیار پایین‌تر انجام دهند.

با این حال، از دست رفتن برخی مشاغل ممکن است در مقایسه با سایر خطرات احتمالی هوش مصنوعی، پیامد کوچک‌تری محسوب شود. پژوهشگران و متخصصان درباره مجموعه‌ای از خطرات بالقوه هوش مصنوعی هشدار داده‌اند؛ خطراتی که برخی از آنها می‌توانند در صورت تحقق، پیامدهای بسیار گسترده‌ای برای جامعه داشته باشند.

آلتمن درباره خطرات هوش مصنوعی چه گفت؟


آلتمن در ادامه صحبت‌های خود، با اشاره به نگرانی درباره متمرکز شدن قدرت هوش مصنوعی، با این ایده مخالفت کرد که یک آزمایشگاه در سان‌فرانسیسکو بتواند فناوری بسیار قدرتمندی را در اختیار داشته باشد و در عین حال تضمین کند هیچ اتفاق بدی رخ نخواهد داد.

او در عین حال معتقد است نباید از این موضوع نتیجه گرفت که هوش مصنوعی در نهایت بیشتر از آنکه فایده داشته باشد، آسیب ایجاد خواهد کرد. از نگاه آلتمن، اگر رویکردی نسبتاً سبک‌گیرانه‌تر در زمینه مقررات هوش مصنوعی اتخاذ شود، مردم می‌توانند از این فناوری برای انجام کارهای بسیار مفید و گسترده استفاده کنند و در مجموع، تعداد اقدامات مثبت از اقدامات منفی بیشتر خواهد بود.

مدیرعامل OpenAI همچنین درباره برخی از شدیدترین سناریوهای مطرح‌شده پیرامون آینده هوش مصنوعی ابراز تردید کرده است. او احتمال وقوع «خطرات واقعاً فاجعه‌بار»، از جمله از دست رفتن جدی کنترل انسان بر سیستم‌های هوش مصنوعی، را قطعی نمی‌داند.

این موضع البته به معنای نادیده گرفتن کامل خطرات نیست. حتی اگر هوش مصنوعی بتواند بهره‌وری را افزایش دهد، هزینه انجام بسیاری از کارها را کاهش دهد و امکان دسترسی به ابزارهای قدرتمند را برای افراد بیشتری فراهم کند، نحوه توزیع این مزایا اهمیت زیادی خواهد داشت.

در سناریویی ایده‌آل، هوش مصنوعی می‌تواند بخش قابل‌توجهی از کارهای سخت، تکراری و زمان‌بر را بر عهده بگیرد و در نتیجه، انسان‌ها ساعات کاری کمتری داشته باشند و افزایش بهره‌وری نیز به کاهش هزینه‌ها منجر شود. اما تحقق چنین آینده‌ای به نحوه استفاده از فناوری، سیاست‌گذاری و توزیع منافع آن بستگی دارد.

دیدگاه آلتمن در نهایت بر یک پیش‌بینی استوار است: هوش مصنوعی احتمالاً هم دستاوردهای چشمگیری خواهد داشت و هم پیامدهای منفی ایجاد خواهد کرد. پرسش اصلی این است که آیا جامعه می‌تواند پیش از وقوع خطرات جدی، سازوکارهای مناسبی برای مدیریت آنها ایجاد کند یا خیر. پاسخ این پرسش نیز تنها با گذشت زمان و تجربه بیشتر از این فناوری مشخص خواهد شد.

پایان سلطه صفحه‌نمایش؟ آینده تعامل انسان و کامپیوتر از صدا، حرکت و ذهن می‌گذرد

با گسترش هوش مصنوعی و دستگاه‌های پوشیدنی، صفحه‌نمایش در حال تبدیل شدن از تنها راه ارتباط با فناوری به یکی از چند مسیر ممکن است؛ تحولی که از فرمان صوتی و تشخیص حرکت آغاز شده و تا رابط‌های عصبی ادامه دارد.

سال‌های طولانی، استفاده از فناوری با لمس صفحه یا کار با ماوس و صفحه‌کلید گره خورده بود. اکنون ظهور دستگاه‌هایی که صدا، حرکت، نگاه و شرایط پیرامون کاربر را درک می‌کنند، این الگو را تغییر داده است. با پیشرفت هوش مصنوعی و گسترش دستگاه‌های پوشیدنی، صنعت فناوری به مرحله‌ای نزدیک می‌شود که در آن صفحه‌نمایش دیگر ابزار اصلی تعامل نیست و تنها یکی از راه‌های ارتباط با دستگاه‌ها به شمار می‌رود.

فرمان‌های طبیعی


گذار از صفحه‌کلید به صفحه لمسی، تغییری بزرگ در شیوه استفاده از دستگاه‌ها بود. مرحله بعد بر این محور شکل می‌گیرد که فناوری انسان را بهتر بفهمد، نه اینکه کاربر مجبور شود دستورهای مشخصی را یاد بگیرد.

فرمان‌های صوتی امروز فراگیرتر شده‌اند و فناوری‌های تشخیص اشاره، ردیابی حرکت و ردیابی چشم نیز پیشرفت کرده‌اند. هوش مصنوعی مولد هم به دستگاه‌ها کمک کرده زبان طبیعی را بهتر درک کنند و کاربران بتوانند به شیوه‌ای ساده‌تر و روزمره‌تر با آنها گفت‌وگو کنند.

در چنین شرایطی، تلفن یا رایانه برای انجام یک کار لازم نیست منتظر بماند تا کاربر روی نمادی خاص بزند. دستگاه می‌تواند درخواست را بفهمد و آن را از طریق مجموعه‌ای از برنامه‌ها و خدمات اجرا کند.

دستگاه‌های پوشیدنی


ساعت‌های هوشمند، هدفون‌های داخل گوش و عینک‌های هوشمند در این تحول نقش مهمی دارند، چون فناوری را به بدن کاربر نزدیک‌تر می‌کنند. به‌جای درآوردن گوشی از جیب، عینک می‌تواند اطلاعات را مقابل چشم کاربر نشان دهد، یا گوشی می‌تواند دستورهای صوتی را دریافت کند و پاسخ بدهد.

حسگرهای این دستگاه‌ها همچنین اطلاعاتی درباره حرکت، موقعیت مکانی و محیط پیرامون جمع‌آوری می‌کنند و به سامانه‌های هوشمند زمینه بیشتری برای درک خواسته کاربر می‌دهند. در آینده، این دستگاه‌ها بیش از پیش به هوش مصنوعی تکیه خواهند کرد تا به‌عنوان دستیار شخصی وظایف را انجام دهند و فقط به نمایش اطلاعات اکتفا نکنند.

کنترل با حرکت و سیگنال‌های مغزی


آینده تعامل به صدا محدود نیست. دوربین‌ها و حسگرها می‌توانند حرکات دست، بدن و چشم را تشخیص دهند و آنها را به فرمان تبدیل کنند. این روش به‌ویژه در خودروها، خانه‌های هوشمند و واقعیت افزوده کاربرد دارد، آن هم در موقعیت‌هایی که لمس صفحه‌نمایش عملی نیست.

شرکت‌های فناوری همچنین روی رابط‌های عصبی کار می‌کنند؛ فناوری‌ای که سیگنال‌های مرتبط با فعالیت مغز را ثبت می‌کند و امکان کنترل برخی دستگاه‌ها را بدون نیاز به حرکت یا صدا فراهم می‌آورد. نمونه‌های آن را امروز می‌توان در پروژه‌های شرکت‌هایی مانند نورالینک (Neuralink) و در دستبندهای کنترلی مبتنی بر سیگنال‌های عضلانی مشاهده کرد که برخی غول‌های فناوری روی آنها کار می‌کنند.

بزرگ‌ترین چالش: حریم خصوصی


هرچه دستگاه‌ها در شناخت انسان‌ها ماهرتر می‌شوند، حجم بیشتری از داده‌های کاربران را هم جمع‌آوری می‌کنند. دوربینی که حرکات را تشخیص می‌دهد می‌تواند محیط را زیر نظر بگیرد، میکروفونی که به فرمان‌ها گوش می‌دهد همیشه در حال شنیدن است و حسگرها اطلاعات حرکت و مکان را ثبت می‌کنند.

به همین دلیل، موفقیت دوران پس از صفحه‌نمایش تنها به پیشرفت فناوری وابسته نیست؛ توانایی شرکت‌ها در ایجاد توازن میان سهولت استفاده، حریم خصوصی و امنیت نیز نقشی تعیین‌کننده خواهد داشت.

آیا صفحه‌نمایش کاملاً از میان می‌رود؟


با وجود همه این پیشرفت‌ها، بعید است صفحه‌نمایش‌ها به این زودی‌ها کنار بروند. این ابزارها همچنان برای خواندن، کار کردن، تماشای محتوا و فعالیت‌هایی که دقت بصری می‌خواهند مناسب‌اند.

با این حال، جایگاه آنها در اکوسیستم فناوری تغییر خواهد کرد. صفحه‌نمایش ممکن است از تنها نقطه تعامل به بخشی از سامانه‌ای گسترده‌تر تبدیل شود که صدا، بینایی، حرکت، سیگنال‌های عصبی و هوش مصنوعی را کنار هم می‌آورد.

بنابراین آینده فناوری شاید در ساخت صفحه‌نمایشی بهتر خلاصه نشود، بلکه در رسیدن به مرحله‌ای باشد که کاربر اصلاً لازم نباشد به نحوه استفاده از دستگاه فکر کند.

پنتاگون فرماندهی جنگ ربات‌ها را ایجاد می‌کند؛ عصر جنگ‌های خودمختار آغاز شد

پنتاگون در حال ایجاد فرماندهی جدیدی برای گسترش استفاده از پهپادها، هوش مصنوعی و سامانه‌های خودمختار در ارتش آمریکاست؛ اقدامی که نشان می‌دهد نقش ماشین‌ها در جنگ‌های آینده بیش از گذشته خواهد شد. فرماندهی جنگ خودمختار یا «AutoWarCom» قرار است توسعه و به‌کارگیری فناوری‌های رباتیک و خودکار را سرعت ببخشد، هرچند ساختار دقیق آن هنوز مشخص نیست.

پنتاگون از ایجاد یک فرماندهی نظامی جدید با نام فرماندهی جنگ خودمختار (Autonomous Warfare Command) یا به اختصار AutoWarCom خبر داده است؛ فرماندهی‌ای که هدف آن گسترش استفاده از پهپادها، هوش مصنوعی و سامانه‌های فرماندهی و کنترل در نیروهای مسلح آمریکا خواهد بود. این طرح توسط پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در سخنرانی «وضعیت نیروها» در ۳۰ سپتامبر در کوانتیکو، ویرجینیا اعلام شد.

فرماندهی جدید قرار است توسط یک افسر چهارستاره اداره شود و در صورت دریافت مجوزهای لازم از کنگره، تا اول اکتبر ۲۰۲۷ تشکیل شود. این فرماندهی به مجموعه فرماندهی‌های رزمی موجود در ارتش آمریکا اضافه خواهد شد و مسئولیت آن توسعه و استقرار سریع‌تر سامانه‌های خودمختار و نیمه‌خودمختار است. با این حال، ساختار دقیق و جزئیات رهبری آن هنوز مشخص نشده است.

هگست همچنین خواستار ایجاد تخصص‌های نظامی جدید برای حوزه خودمختاری شده تا نیروهای نظامی بتوانند مسیر شغلی مشخصی در زمینه فناوری‌های خودکار داشته باشند. به گفته او، ترکیب توان پردازشی ارزان، هوش برتر مصنوعی و فناوری تولید پیشرفته باعث گسترش تسلیحات دقیق و کم‌هزینه شده است.

یکی از دلایل این رویکرد، هزینه بالای تجهیزات نظامی فعلی است. برای نمونه، در جریان عملیات آمریکا علیه ایران، ارزش پهپادهای ریپر (Reaper) از دست‌رفته حدود یک میلیارد دلار برآورد شده است. به همین دلیل، پروژه‌هایی مانند هواگردهای ماژولار انبوه (Massed Modular Aircraft) به دنبال ساخت هواگردهای ارزان‌تر و ماژولار هستند تا بتوان تعداد بیشتری از آنها را در میدان نبرد به کار گرفت.

در همین حال، ربات‌های انسان‌نما نیز به ارتش‌ها راه پیدا کرده‌اند. ارتش آمریکا در رقابت ایکس‌تک انسان‌نما (xTechHumanoid) پنج برنده انتخاب کرده که یکی از آنها ربات «الکس» با قابلیت حفاظت بالستیک و ترکیب هوش مصنوعی با کنترل انسانی است. چین نیز در حال بررسی کاربردهای نظامی ربات‌های انسان‌نما، از جمله شناسایی و پشتیبانی لجستیکی است.

با وجود این پیشرفت‌ها، اتکا به هوش مصنوعی خطراتی هم دارد. اخیراً یک گزارش اطلاعاتی مبتنی بر هوش مصنوعی، محموله یک کشتی چینی را به‌اشتباه مرتبط با برنامه تسلیحات هسته‌ای معرفی کرد و نیروهای آمریکایی را تا آستانه رهگیری آن پیش برد. بررسی انسانی در نهایت خطا را شناسایی کرد؛ نمونه‌ای که نشان می‌دهد استفاده نظامی از هوش مصنوعی همچنان به نظارت انسانی جدی نیاز دارد.

اگر دیگر پست‌ها را لایک نکنید، الگوریتم شبکه‌های اجتماعی چه چیزی از شما می‌فهمد؟

توقف لایک کردن در شبکه‌های اجتماعی لزوماً به معنای متوقف شدن شخصی‌سازی محتوا نیست؛ زیرا پلتفرم‌ها می‌توانند از رفتارهایی مانند مدت زمان تماشای محتوا، جست‌وجوها، دنبال کردن حساب‌ها و حتی نحوه پیمایش صفحه برای تشخیص علایق کاربران استفاده کنند.

ممکن است کاربری برای کاهش تعامل با شبکه‌های اجتماعی یا فاصله گرفتن از محتوایی که روزانه در صفحه نمایش او ظاهر می‌شود، تصمیم بگیرد دیگر دکمه لایک را فشار ندهد. در نگاه اول، به نظر می‌رسد با حذف این واکنش، یکی از مهم‌ترین راه‌های اعلام سلیقه به پلتفرم نیز از بین می‌رود؛ اما سازوکار سیستم‌های پیشنهاددهنده بسیار پیچیده‌تر از آن است که تنها به لایک‌ها متکی باشد.

پلتفرم‌های اجتماعی معمولاً مجموعه‌ای از سیگنال‌های رفتاری را برای تشخیص علایق کاربران در نظر می‌گیرند. نوع محتوایی که کاربر مشاهده می‌کند، مدت زمانی که روی یک پست یا ویدیو می‌ماند، جست‌وجوهایی که انجام می‌دهد، حساب‌هایی که دنبال می‌کند و محتوایی که با دیگران به اشتراک می‌گذارد، می‌تواند در شکل‌گیری فهرست پیشنهادهای او نقش داشته باشد.

توقف لایک کردن چه تغییری ایجاد می‌کند؟


وقتی کاربر دیگر دکمه لایک را فشار نمی‌دهد، یک سیگنال مستقیم درباره محتوای مورد پسند او کاهش می‌یابد. لایک معمولاً واکنشی صریح است که به پلتفرم نشان می‌دهد کاربر یک محتوای مشخص را پسندیده است و می‌تواند در سیستم پیشنهاد محتوا مورد استفاده قرار گیرد.

با این حال، حذف این واکنش به معنای ناشناس شدن رفتار کاربر یا حذف کامل داده‌های مرتبط با فعالیت او نیست. برای مثال، تماشای یک ویدیو تا انتها، بازگشت دوباره به همان ویدیو، مکث طولانی روی یک پست، باز کردن بخش نظرات یا ورود به صفحه منتشرکننده محتوا، همگی می‌توانند اطلاعاتی درباره میزان علاقه یا توجه کاربر ارائه دهند.

در نتیجه، حتی اگر تعداد لایک‌های ثبت‌شده توسط یک کاربر به صفر برسد، سیستم پیشنهاد محتوا همچنان می‌تواند بر اساس سایر رفتارهای او تصویری از علایقش ایجاد کند.

حتی مدت زمان توقف روی صفحه هم مهم است


یکی از عوامل مهم در سیستم‌های پیشنهاد محتوای امروزی، مدت زمانی است که کاربر با یک محتوا سپری می‌کند. کاربری که هنگام مشاهده یک موضوع خاص چند ثانیه بیشتر مکث می‌کند، ممکن است سیگنال متفاوتی نسبت به کاربری ارسال کند که همان محتوا را بلافاصله رد می‌کند.

به این ترتیب، حتی عمل ساده پیمایش صفحه نیز می‌تواند حاوی اطلاعات باشد. محتوایی که کاربر بدون توقف از کنار آن عبور می‌کند، از نظر سیستم پیشنهاددهنده می‌تواند با محتوایی که او برای خواندن، مشاهده نظرات یا باز کردن صفحه آن توقف کرده است، تفاوت داشته باشد.

البته میزان اهمیت هر یک از این سیگنال‌ها به پلتفرم و طراحی الگوریتم آن بستگی دارد و سیستم‌های پیشنهاددهنده نیز به‌طور مداوم تغییر می‌کنند.

جست‌وجو و دنبال کردن حساب‌ها هم سلیقه شما را آشکار می‌کنند


لایک تنها راهی نیست که کاربران از طریق آن علاقه خود را به یک موضوع نشان می‌دهند. جست‌وجوی مکرر یک موضوع می‌تواند نشانه علاقه به آن باشد و حساب‌هایی که کاربر دنبال می‌کند نیز سرنخ دیگری درباره موضوعات مورد توجه او ارائه می‌دهند.

اشتراک‌گذاری محتوا و تماشای مکرر یک نوع خاص از ویدیو یا پست نیز می‌تواند در پیشنهادهای بعدی تأثیرگذار باشد. بنابراین، ممکن است کاربری هرگز یک ویدیو را لایک نکند، اما اگر مرتب ویدیوهای مشابه را تماشا کند، همچنان محتوای بیشتری از همان دسته دریافت کند.

به همین دلیل، صرفاً لایک نکردن را نمی‌توان راهی قطعی برای جلوگیری از شخصی‌سازی محتوا دانست.

چگونه می‌توان تأثیر الگوریتم‌ها را کاهش داد؟


اگر هدف کاربر تغییر محتوایی است که در شبکه اجتماعی به او پیشنهاد می‌شود، روش‌های دیگری نیز وجود دارد. پنهان کردن پست‌های ناخواسته، لغو دنبال کردن حساب‌هایی که دیگر مورد علاقه نیستند و استفاده از گزینه‌هایی مانند «علاقه‌ای ندارم» در پلتفرم‌هایی که چنین قابلیتی ارائه می‌کنند، می‌تواند به اصلاح پیشنهادها کمک کند.

همچنین بررسی تنظیمات حریم خصوصی و شخصی‌سازی حساب اهمیت دارد. برخی سرویس‌ها به کاربران اجازه می‌دهند سابقه جست‌وجو یا بخشی از فعالیت‌های خود را حذف کنند یا نحوه استفاده از داده‌هایشان برای شخصی‌سازی محتوا را تغییر دهند. البته امکانات موجود در این بخش از یک پلتفرم به پلتفرم دیگر متفاوت است.

در نهایت، توقف لایک کردن بیشتر شبیه حذف یک قطعه از یک پازل بزرگ است تا قطع کامل ارتباط میان رفتار کاربر و الگوریتم‌های پیشنهاد محتوا. نحوه مشاهده، جست‌وجو، پیمایش، دنبال کردن و تعامل با محتوا همچنان می‌تواند بر تجربه‌ای که کاربر در شبکه اجتماعی دریافت می‌کند، تأثیر بگذارد.

بنابراین، پرسش مهم فقط این نیست که با نزدن دکمه لایک چه اتفاقی می‌افتد؛ بلکه باید پرسید پلتفرم‌ها از کدام رفتارهای روزمره ما که حتی آن‌ها را «تعامل» محسوب نمی‌کنیم، برای شناخت علایق و تنظیم محتوای پیشنهادی استفاده می‌کنند.

سوگیری هوش مصنوعی چیست و چگونه وارد سیستم می‌شود؟

سوگیری در هوش مصنوعی زمانی رخ می‌دهد که یک سیستم به‌طور نظام‌مند برای برخی افراد یا گروه‌ها نتیجه‌ای متفاوت و زیان‌بار تولید کند؛ اما هر تفاوتی در خروجی مدل الزاماً به معنای تبعیض نیست. این سوگیری می‌تواند در هر مرحله از چرخه عمر سیستم شکل بگیرد: از گردآوری داده و انتخاب نمونه تا طراحی هدف، آموزش مدل، ارزیابی و حتی نحوه استفاده انسان از خروجی. در این مطلب بررسی می‌کنیم سوگیری از کجا وارد می‌شود، چه نمونه‌های واقعی دارد و چگونه می‌توان خطر آن را کاهش داد.

در ساده‌ترین تعریف، سوگیری زمانی رخ می‌دهد که یک سیستم هوش مصنوعی به‌طور نظام‌مند برای برخی افراد یا گروه‌ها نتیجه‌ای متفاوت و بالقوه زیان‌بار ایجاد کند.

البته هر تفاوتی میان خروجی‌های یک مدل الزاماً به معنای تبعیض نیست. گاهی تفاوت نتایج از تفاوت‌های واقعی در داده‌ها ناشی می‌شود؛ گاهی هم معیاری آماری ممکن است برای یک کاربرد مناسب باشد، اما برای کاربردی دیگر نه. ازاین‌رو، تشخیص سوگیری به بررسی دقیق داده‌ها، هدف سیستم، روش ارزیابی و پیامدهای واقعی تصمیم‌ها نیاز دارد.

یکی از برداشت‌های نادرست این است که چون یک مدل از فرمول‌های ریاضی استفاده می‌کند، نتیجه‌اش حتماً عینی و بی‌طرف است. ریاضیات می‌تواند تصمیم‌گیری را منظم‌تر کند، اما تضمین نمی‌کند مسئله‌ای که برای مدل تعریف شده یا داده‌ای که در اختیارش قرار گرفته، خود بی‌طرف باشد.

سوگیری از کجا وارد سیستم هوش مصنوعی می‌شود؟


سوگیری ممکن است در هر مرحله از چرخه عمر یک سیستم شکل بگیرد؛ از انتخاب مسئله و گردآوری داده تا آموزش مدل، ارزیابی آن و حتی نحوه استفاده انسان‌ها از خروجی.

۱. سوگیری در داده‌های آموزشی
مدل‌های یادگیری ماشین از الگوهای موجود در داده‌ها می‌آموزند. اگر داده‌ها نماینده مناسبی از جامعه یا محیط واقعی نباشند، عملکرد مدل نیز ممکن است میان گروه‌های مختلف نابرابر باشد.

برای مثال، اگر سامانه تشخیص تصویر با مجموعه‌ای آموزش ببیند که بعضی گروه‌های جمعیتی در آن کمتر حضور دارند، ممکن است برای شناسایی اعضای آن گروه‌ها عملکرد ضعیف‌تری داشته باشد.

مشکل فقط کمبود داده نیست. کیفیت پایین داده‌ها، برچسب‌گذاری نادرست، قدیمی‌بودن اطلاعات و حتی شیوه تعریف متغیرها نیز می‌تواند بر نتیجه اثر بگذارد.

۲. سوگیری در انتخاب نمونه
گاهی مسئله از اینجا آغاز می‌شود که چه کسانی اصلاً وارد مجموعه داده شده‌اند. اگر یک نظرسنجی آنلاین فقط پاسخ افرادی را ثبت کند که به اینترنت دسترسی مناسب دارند، نمی‌توان بدون بررسی بیشتر نتایج آن را نماینده کل جامعه دانست. در سامانه‌های هوش مصنوعی نیز داده‌ای که برخی

گروه‌ها را کمتر یا بیشتر از واقعیت بازنمایی کند، می‌تواند تصویری ناقص از جامعه بسازد.

۳. سوگیری در طراحی هدف
حتی اگر داده‌ها مناسب باشند، انتخاب هدفی که مدل باید بهینه کند می‌تواند نتیجه را تغییر دهد.

فرض کنید شرکتی بخواهد سامانه‌ای برای گزینش نیروی کار بسازد و از مدل بخواهد افرادی را پیدا کند که «شبیه کارکنان موفق گذشته» هستند. اگر ساختار نیروی انسانی در گذشته متوازن نبوده باشد، چنین معیاری ممکن است مدل را به بازتولید همان الگوها سوق دهد.

در این حالت، مشکل لزوماً در یک خط کد مشخص نیست؛ ممکن است مسئله از تعریف «موفقیت» و تبدیل آن به معیاری محاسباتی آغاز شده باشد.

وقتی گذشته وارد الگوریتم می‌شود


یکی از نمونه‌های شناخته‌شده سوگیری در استخدام، به سامانه آزمایشی آمازون مربوط است. بر اساس گزارش رویترز در سال ۲۰۱۸، این شرکت ابزاری برای بررسی رزومه‌ها ساخته بود که با استفاده از داده‌های مربوط به متقاضیان سال‌های گذشته، نامزدها را رتبه‌بندی می‌کرد. در جریان آزمایش مشخص شد سامانه با رزومه‌هایی که نشانه‌هایی از زن‌بودن متقاضی داشتند، برخورد نامطلوبی می‌کند؛ مسئله‌ای که به الگوهای موجود در داده‌های تاریخی نسبت داده شد. آمازون در نهایت این پروژه را کنار گذاشت.

این نمونه نکته‌ای مهم را نشان می‌دهد: مدلی که از گذشته برای پیش‌بینی آینده استفاده می‌کند، ممکن است فقط الگوهای موفقیت را نیاموزد؛ بلکه بخشی از نابرابری‌های گذشته را هم بازتولید کند.

سوگیری در بانک‌ها و اعتبارسنجی


حوزه مالی یکی دیگر از عرصه‌هایی است که تصمیم‌های الگوریتمی در آن پیامدهای جدی دارند. سامانه‌های اعتبارسنجی ممکن است از اطلاعات گوناگون برای برآورد احتمال بازپرداخت وام استفاده کنند. اما اگر متغیرهای انتخاب‌شده یا داده‌های تاریخی با شرایط اجتماعی و اقتصادی خاصی درآمیخته باشند، امکان دارد تفاوت‌هایی ناموجه میان گروه‌های مختلف ایجاد شود.

به همین دلیل، بررسی «دقت کلی» مدل کافی نیست. باید پرسید این دقت برای چه گروه‌هایی به دست آمده و نرخ خطا برای هر گروه چگونه است.

وقتی الگوریتم وارد نظام قضایی می‌شود


از بحث‌برانگیزترین نمونه‌های سوگیری الگوریتمی، ابزارهای ارزیابی احتمال تکرار جرم هستند. در سال ۲۰۱۶، پژوهشی از سوی ProPublica درباره ابزار COMPAS در فلوریدا، با بررسی بیش از ۱۰ هزار پرونده، تفاوت‌هایی را در نوع خطاهای سامانه میان متهمان سیاه‌پوست و سفیدپوست گزارش کرد. برای نمونه، در داده‌های بررسی‌شده، متهمان سیاه‌پوستی که بعداً مرتکب جرم مجدد نشدند، تقریباً دو برابر بیشتر از متهمان سفیدپوست مشابه در گروه پرخطر طبقه‌بندی شده بودند.

حتی مدل‌هایی که برای کاهش سوگیری طراحی شده‌اند، ممکن است در برخی آزمون‌ها همچنان الگوهای سوگیرانه ضمنی نشان دهند؛ از جمله ارتباط‌های کلیشه‌ای میان جنسیت، شغل و بعضی گروه‌های اجتماعی.

در مقابل، متهمان سفیدپوستی که بعداً مرتکب جرم مجدد شدند، بیشتر از متهمان سیاه‌پوست در گروه کم‌خطر قرار گرفته بودند.

این پرونده نشان داد که بحث «عدالت الگوریتمی» ساده نیست. یک سیستم ممکن است بر اساس یک معیار آماری، عملکردی مشابه برای دو گروه داشته باشد، اما از نظر معیاری دیگر تفاوت معناداری نشان دهد. بنابراین، توصیف یک الگوریتم به‌عنوان «دقیق» به‌تنهایی برای ارزیابی عدالت آن کافی نیست.

آیا سوگیری فقط به الگوریتم‌های قدیمی مربوط است؟


با گسترش مدل‌های زبانی بزرگ و هوش مصنوعی مولد، مسئله سوگیری شکل تازه‌ای پیدا کرده است. مدل‌های زبانی از حجم عظیمی از متن‌ها و داده‌های انسانی می‌آموزند و ممکن است کلیشه‌های موجود در این داده‌ها را بازتاب دهند.

گزارش شاخص هوش مصنوعی استنفورد در سال ۲۰۲۵ نیز به پژوهش‌هایی اشاره می‌کند که نشان می‌دهند حتی مدل‌هایی که برای کاهش سوگیری طراحی شده‌اند، ممکن است در برخی آزمون‌ها همچنان الگوهای سوگیرانه ضمنی نشان دهند؛ از جمله ارتباط‌های کلیشه‌ای میان جنسیت، شغل و بعضی گروه‌های اجتماعی.

این به معنای آن نیست که هر پاسخ یک مدل زبانی الزاماً سوگیرانه است؛ بلکه نشان می‌دهد ارزیابی و آزمون مداوم چنین سیستم‌هایی ضرورت دارد.

چگونه می‌توان سوگیری هوش مصنوعی را کاهش داد؟


راه‌حل جادویی و واحدی برای حذف کامل سوگیری وجود ندارد، اما می‌توان با اقداماتی خطر آن را کاهش داد.

داده‌ها را پیش از آموزش بررسی کنید
یکی از نخستین گام‌ها، بررسی کیفیت، نمایندگی و ساختار داده‌هاست. توسعه‌دهندگان باید بدانند داده از کجا آمده، چه گروه‌هایی را دربرمی‌گیرد، چه گروه‌هایی کمتر دیده می‌شوند و هنگام برچسب‌گذاری چه خطاهایی ممکن است رخ داده باشد.

عملکرد مدل را برای گروه‌های مختلف بسنجید
میانگین دقت مدل ممکن است تصویری ناقص ارائه دهد. در صورت ارتباط با کاربرد، باید شاخص‌هایی مانند نرخ مثبت کاذب و منفی کاذب و دیگر معیارهای عملکرد برای گروه‌های مختلف نیز بررسی شوند.

انسان را از فرایند حذف نکنید
در تصمیم‌های حساس، اتکا به خروجی الگوریتم به‌عنوان حقیقت نهایی می‌تواند خطرناک باشد. در بسیاری از کاربردهای پرریسک، خروجی هوش مصنوعی باید یکی از ورودی‌های تصمیم‌گیری انسانی باشد، نه جایگزین کامل قضاوت انسان.

البته «نظارت انسانی» به‌تنهایی کافی نیست. اگر تصمیم‌گیرنده بدون بررسی، هر خروجی الگوریتم را تأیید کند، حضور انسان عملاً مسئله را حل نمی‌کند.

سوگیری همیشه عمدی نیست


یکی از نکته‌های مهم درباره سوگیری هوش مصنوعی این است که برای ایجاد نتیجه‌ای تبعیض‌آمیز، لزوماً به برنامه‌نویسی متعصب یا الگوریتمی با «قصد» تبعیض نیاز نیست.

NIST سه دسته مهم از سوگیری را مطرح می‌کند: سوگیری سیستمی، سوگیری محاسباتی و آماری و سوگیری شناختی انسانی. این سوگیری‌ها ممکن است حتی بدون قصد تبعیض‌آمیز شکل بگیرند.

به بیان ساده، ممکن است هیچ‌کس تصمیم نگرفته باشد گروهی خاص نادیده گرفته شود؛ بااین‌حال، ترکیب داده‌های ناقص، هدف نامناسب، طراحی نادرست، محدودیت‌های فنی و شیوه استفاده از خروجی مدل می‌تواند در نهایت چنین نتیجه‌ای ایجاد کند.

آینده هوش مصنوعی؛ بی‌طرفی یا مسئولیت‌پذیری؟


شاید انتظار «بی‌طرفی مطلق» از هوش مصنوعی از ابتدا انتظار دقیقی نباشد. این فناوری در خلأ اجتماعی ساخته نمی‌شود و نمی‌تواند با یک خط کد همه پیش‌داوری‌های موجود در جهان را از میان ببرد. هدف واقع‌بینانه‌تر، ساخت سیستم‌هایی است که سوگیری‌های احتمالی‌شان شناسایی، اندازه‌گیری و مستند شود و تا حد امکان زیر کنترل قرار گیرد.

NIST هوش مصنوعی قابل اعتماد را مجموعه‌ای از ویژگی‌ها می‌داند که در کنار انصاف و مدیریت سوگیری، اعتبار، قابلیت اطمینان، امنیت، شفافیت، توضیح‌پذیری، حفظ حریم خصوصی و پاسخ‌گویی را نیز دربرمی‌گیرد.

در نهایت، پرسش اصلی فقط این نیست که «آیا هوش مصنوعی سوگیری دارد؟»؛ پرسش‌های مهم‌تر این‌اند: سوگیری از کجا آمده، چه کسانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، چگونه می‌توان آن را اندازه گرفت و چه سازوکاری برای اصلاحش وجود دارد؟

هوش مصنوعی می‌تواند تصمیم‌گیری را سریع‌تر، ارزان‌تر و در بسیاری موارد دقیق‌تر کند؛ اما سرعت و مقیاس بالا ممکن است خطا را نیز سریع‌تر و گسترده‌تر کند. هرچه الگوریتم‌ها نقش بیشتری در تصمیم‌های روزمره ما پیدا کنند، شناخت سازوکار سوگیری آن‌ها نیز اهمیت بیشتری خواهد یافت.

مسئولیت‌پذیری در هوش مصنوعی از پرسشی ساده آغاز می‌شود: اگر انسانی چنین تصمیمی می‌گرفت، از او می‌خواستیم توضیح دهد چرا آن را گرفته است؛ پس چرا از یک الگوریتم انتظار کمتری داشته باشیم؟